١_ نبرد کوبانی تا کنون پیامش را به جهانیان رساندە است. این نبرد و مقاومت تاریخی کم نظیر از حیث رسالتی که بر دوش داشت و از لحاظ ایستادگی و ارادەاش به شمار نبردهای تاریخی نامدار تعلق گرفتە است. اما لازم نیست آن را با هیچ مقاومت دیگری (استالینگراد، دین بین فو، مقاومت ٢٤ روزه سنندج و …) از این دست مقایسە کنیم و نام آنان را بر پیشانی کوبانی حک کنیم. کوبانی خود نامی است، مقاومتی است، ارادە و نبردی است که باید نبردهای آنان را با آن سنجید. کوبانی به سنجش هر مقاومت دیگری در آیندە نه تنها تبدیل شدە، که معیارها و ارزش های نوینی نیز خلق کردە است.

٢_ در کوبانی نتیجە نبرد تغییری در رسالت این مقاومت و کارکرد و اثرات تاکنونی آن نخواهد داد. نام و مقاومت کوبانی، زنان پیکارجویش، سالخوردگان اسحله به دستش و تنهایی اش در میان هیاهو و جنجال جهانی “ضدداعش” مرزهای جهان را درنوردیدە است. رسانەهای جهان، احزاب راست و چپ، فعالین و مبارزین در کردستان، ایران، ترکیە، اروپا و آمریکا و استرالیا برای کوبانی و مقاومت سترگش واکنش نشان دادەاند و بسیاری از آنان را به مرز ترکیە و سوریە کشاندە است تا به جنگ مقاومت کوبانی بپیوندند.

٣_ کوبانی مرکز ثقل همەی اوضاع پیچیدەای است که “داعش” به آن پیچیدگی خاصی بخشیدە است. کوبانی چهرەها و ادعاها را بسی واقعی تر نشان می دهد. جهان “غرب” منتظر چیست و بدنبال کدام نتیجە است در کوبانی؟ چرا در عراق علیە داعش اقدام می کنند اما در سوریە نه؟ (انگلیس و فرانسە اعلام کردەاند که در سوریە کاری انجام نخواهند داد. و در حالی کوبانی شدیدا نیازمند کمک است این سیاست فرانسە و انگیلس اگر چراغ سبزی برای درهم شکستن مقاومت کوبانی نباشد، لاقیدی تبهکارانەای است). کوبانی بیش از هر زمان دیگری جایگاه ترکیە را نشان دادە است. برای ترکیە کوبانی باید سقوط کند که هم “مسئله” کرد را برای مدتی دیگر از خود دورد ساختە، هم اتحاد و همبستگی خلق کرد در سوریە را به عقب انداختە و هم پ. ک. ک باید سرجایش نشاندە شود و بالاخرە سرپوشی به شکست سیاست هایش در سال های اخیر در سوریە و منطقه نهادە باشد. سماجت داعش در محاصرە کوبانی از آن روست که شکست داعش در این نبرد، سرآغاز شکست های متعاقب آن خواهد بود و با تحمل شکست اقتدارش را هم در اپوزیسیون سوریە از دست می دهد و هم در نقشەهای آیندەاش. درهم شکستن مقاومت عادلانه و مردمی کوبانی برای داعش هم تاکتیک است هم استراتژی.

٤_ نبرد و مقاومت کوبانی با همە رودرویی های دیگر منطقه علیە داعش تفاوت ماهوی دارد. کوبانی (در کنار جنگ و پایداری پیشمرگە) سیمای جنبش عادلانە و حق طلبانه کردستان را در همەی بخش های آن محبوب تر و عادلانەتر از پیش ساختە است. پیکار زنان کوبانی به وزن و اعتبار این مقاومت شدیدا افزودە است و به آن مضمون و محتوی انسانی تر و آزادیبخش تری بخشیدە است.

٥_ برای کوبانی و کردستان سوریە، محاصرە داعش ادامه همان ستمگری دیرینە اما با ابزار متفاوت و تعقیب همان استراتژی از راه دیگری است. این مقاومت و این ابزار نوین سرکوب است که عطف و سمپاتی وسیع و متنوعی را نسبت به کوبانی ببار آوردە است.

٦_ کوبانی نیات و هدف “پروسە آشتی” اردوغان و ترکیە را در “حل” مسئلە کرد در این کشور آشکاراتر ساخت. در حالیکە دو سە سال اخیر در برابر دیدگان همگان اردوغان از پروسە آشتی در کردستان سخن می راند، (اکنون که انگشت اتهام حتی جو بایدن به سوی شخص اول ترکیە در همکاری با داعش و پاگرفتن آن نشانه رفتە است) ناخردمندانه تفاوتی بین داعش و پ. ک. ک نمی بیند.

٧_ نبرد کوبانی در بطن حوادث ماەهای اخیر بیش از هر عامل دیگری اذهان را به ریشە و علل پیدایش و پیشروی سریع داعش و کارکرد و نقش پیجیدە آن سوق دادە است. در بازی شطرنج خاورمیانه که دیرپایی است ادامە دارد، داعش به عنوان مهرەای از این شطرنج نمی تواند “خودسرانه” وارد شدە باشد. گمانەزنی در ابعادی وسیع ادامە دارد.

٨_ کوبانی در عین حال حلقە وصل و اتحاد نوین جنبش های آزادخواه کردستان در همەی بخش های آن است. حمایت از مقاومت کوبانی به ارکستر تودەای عظیمی می ماند که نوازندگانش در همەی بخش های کردستان در دیاربکر و کرمانشاه و سنندج و سلیمانی و مهاباد و هولیر و مبارزین و دلسوزانش در لندن و استکهلم و سیدنی و فرانکفوت و برلین و امریکا و کانادا مارش مشترکی را می نوازند.

٩_ نبرد کوبانی بیش از هر زمان به ما می گوید که جنبش های آزادیخواه کردستان سرنوشت، راه و آیندە مشترکی دارند. جنبش های کردستان هموارە ارزش های دمکراتیک، انساندوستانه، مترقی و سکولار و مردمی را در خود پروراندە که خود بازتاب جامعە متنوع کردستان به لحاظ مذهبی و ملی بودە که همزیستی دیرینەای با هم دارند که در منطقە استثنایی است. کوبانی ضرورت اتحاد همەی نیروهای سیاسی و مبارز کردستان پرواضح تر نشان می دهد. راە دیگری جز همگرایی، اتحاد و همبستگی احزاب سیاسی کردستان وجود ندارد. نباید به کشورهای منطقە فرصت مانور میان احزاب دادە شود.

١٠_ کوبانی باردگر نشان داد که رستگاری و رسیدن به آزادی به نیروی مردمی و به اتکا به سازماندهی و مشارکت تودەهای مردم در همەی عرصەها ممکن است. بهرەگیری از شرایط و سنجش اوضاع و همگام شدن با این و آن ائتلاف نباید هیچگاه از اتکا به جنبش و نیروی مردم غافل ماند.