1 _ بهمن ٥٧، که یکی آن را انقلاب، دیگری قیام می نامد، زمین لرزە سیاسی ربع پایانی قرن پایانی هزارە دوم بود که پس لرزەهای بزرگ و کوچک آن خاورمیانه را کماکان به بحرانی ترین قطب جهان تبدیل کردە است.

2_ شکوە و شور و سرور این انقلاب، در “یک چشم به هم زدن” جای خود را به بی رحمانەترین استبداد داد. هوای دلپذیر انقلاب به سرعت جای خود را به سم استبداد و از خاک نه گل، که قحطی و یاس و سرخوردگی بردمید. انقلاب می بایست خفە گردد. در تاریخ انقلابات شاید هیچ انقلابی همچون انقلاب ٥٧، به ایدە انقلاب و ضرورت انقلاب ضربە نزدە است.

3_ رژیم شاە می بایست می رفت، آن چە آمد/ اگرچە باید در بطن جامعە آن هنگام ایران به جستجویش پرداخت/ نابهنگام تاریخی بود که هیچ ضرورتی نداشت.

4_ انقلاب به همت تودەها ممکن است و پیروزی اش در گرو مشارکت بی وقفە و دخالت نهادینە آنان. اما دەها سال است که قدرت های جهانی در شکل دادن، در به انحراف کشاندن، در آلترناتیوسازی مطلوب خود بی کار نخواهند نشست. دیرهنگامی است که منافع “ملی” آنان در گرو تامین منافع “جهانی” شان است. هیچ مبارزە “ملی” و “محلی” نیست که از سوی نیروهای فراخود به چالش کشاندە نشوند تا در مسیر مطلوب آنان قرار گیرد.

5_ تیری که از پائیز ٥٧ از کمان مردم رها شد، دیگر از ارادە و خواست آنان فاصلە گرفت، ایران در نقطه مهمی از جهان قرار گرفتە بود، این تیر بالاخرە می بایست بر وفق مراد بازیگران صحنە جهانی فرود می آمد اما به نام مبارزە و به نام منافع و به نام سرنوشت مردم.

6_ اما انقلاب ٥٧، با همەی نتایج تلخ و ناکامی های آن و به مسلخ کشاندن صادق ترین فرزندان خود، منشا تحولات بنیادی گردید که بازگشت به قبل از انقلاب را نه ناممکن که ابلهانە می پندارد.

7_ غول هایی که این انقلاب رها کرد با وجود استبدادی سهمگین، هیچگاه به بند و زنجیر پیشین اسیر نشدند. پیکارهای اجتماعی کارگران، زنان، خلق ها و ملل، مبارزات مدنی و سیاسی تغییری ماهوی در شکل و فورم و محتوی به خود دیدە است.

8_ انقلاب می دانست و می داند که چه نمی خواهد، اما چی می خواست؟. همەی با مشت های گرەکردە متفق القول بودند که چی نمی خواهند اما هر کس هدف، راه و آیندە خود را می خواست.

9_ تنها کافی نیست نیروی انقلاب باشید. کی انقلاب را هدایت می کند؟، سازمان دهندگان آن کیستند؟، استراتژی ناظر بر انقلاب کدام است؟. انقلاب توسط آن نیرو و حزب و جمع هدایت، سازماندهی و کنترل خواهد شد که دارای سازمان، خط، برنامه و استرتژی روشنی باشد در غیر اینصورت با تمام شور و فداکاری به نیروی دیگران تبدیل خواهید شد که همانند بهمن ٥٧ بعدها منکر مبارزات و حضورت نیز خواهند بود.

10_ انقلاب بازهم رویی خواهد داد. نسل انقلاب پیشین هر اندازە از انقلابش سرخوردە بودە باشد باز انقلاب اتفاق خواهد افتاد. نسل بعدی تا چە اندازە آن را به آزمون نبرد و انقلاب آتی تبدیل خواهد کرد، بستگی به جمعبندی و ارائە درست درس های انقلاب قبلی دارد. تنفر از انقلاب، یاس و پشیمانی از مشارکت در آن، قسم خوردن به عدم تکرار آن، از انقلاب آتی ممانعت نخواهد کرد.

22/بهمن/93