‌هشت مارس، براي اردوي رنج و کار، يادآور خاطره اعتراض زنان کارگر، به تبعيض و نابرابري، و مبارزات آنان براي تحقق خواست بهبود شرايط کار و کسب حقوق اجتماعي برابر با مردان در تمام عرصه‌هاي زندگي است.

تظاهرات زنان کارگر کارخانجات نساجي در شهر نيويورک، در هشتم مارس سال 1875، در اعتراض به پائين بودن دستمزدشان و طولاني بودن ساعات کارشان، و براي بهبود شرايط کار، که از جانب پليس آمريکا سرکوب و در خون غلتيد، در تداوم خود، و به همت زنان آزاديخواه و سوسياليست و در رأس آن “کلارا زتکين” از رهبران حزب سوسيال دمکرات آلمان، در کنگره بين‌المللي سوسياليستها، که در سال 1910 در کپنهاگ برگزار گرديد، بعنوان روز جهاني مبارزه زنان از جانب کنگره به تصويب رسيد. اين اقدام سوسياليستها، و پيگيري آنان در برگزاري اعتراضات سالانه در کشورهاي پيشرفته صنعتي بمناسبت چنين روزي، و طرح خواست بر چيدن تبعيض عليه زنان در عرصه کار و تمام عرصه‌هاي زندگي، تبديل به حرکتي تاريخي و فرا گير و جهاني شد که در نتيجه آن تلاشها، هشت مارس، بعنوان روز جهاني زن در سال 1977 از جانب يونسکو به رسميت شناخته شد.

امروزه، بزرگداشت هشت مارس در بيشتر کشورهاي جهان، بعنوان روز اعتراض عمومي به تبعيض و اجحاف و فشار روي زنان و همچنين تجليل از کساني که اين مبارزه را شروع کردند و براي دگرگوني و بهبود وضع زنان تلاش ورزيدند، برگزار ميشود، و به نماد روز همبستگي براي مبارزه در راه کسب حقوق سياسي و اجتماعي برابر و شرايط بهتر کار و زندگي زنان تبديل گشته‌ است.

مبارزات سوسياليستي و جنبشهاي آزاديخواهانه و سکولار، از اواخر قرن نوزدهم تا کنون، در جهت بهبود شرايط کار و زندگي و موقعيت شغلي و اجتماعي زنان در کشورهاي صنعتي و پيشرفته جهان تا حدودي مؤثر بوده، و از نابرابريهاي حقوق سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي زنان، تا حدودي کاسته است. اما متأسفانه عليرغم مبارزات و جانفشاني‌هاي فراوان زنان آزاديخواه و سوسياليست، در بسياري از ممالک جهان و از جمله در کشورهاي خاورميانه، هنوز زنان در موقعيت فرودست و نا مساعدي بسر ميبرند، و از داشتن حقوق برابر با مردان، فرسنگها دورند. قوانين ارتجاعي مذهبي و سنتهاي عقب مانده قرون وسطايي رايج در اين کشورها، مبارزات زنان آزاد انديش را براي کسب حقوق اجتماعي و سياسي برابر با مردان و بهبود شرايط کار و دريافت حقوق برابر با مردان در ازاي کار برابر را، با سختيها و موانع و محدوديتها و محروميتهاي فراوان روبرو کرده است.

در ايران و تحت حاکميت استبداد قرون وسطايي جمهوري اسلامي، از طريق ايدئولوژي حاکم و نگاه تبعيض آميز اسلام به زن، فرو دستي زن و تبعيض عليه زنان از راه قوانين اسلامي نهادينه گشته‌است. بر اساس چنين قوانين ارتجاعي است که: چند همسري براي مردان آزاد است، زن صلاحيت سرپرستي فرزندش را ندارد، زن نصف مرد ارث ميبرد، زن حق انتخاب نوع پوشش خود را ندارد، و. . . . همين ايدئولوژي اسلامي توجيه کننده اعمال ضد انساني دستجات بسيجي و گروههاي امر به معروف و نهي از منکر و نيروهاي انتظامي و امنيتي و پاسداران رژيم اسلامي ايران است، که از هرگونه اهانت و تحقير و هتک حرمت به زنان ابايي ندارند، و ايران را به جهنمي براي زنان دگرانديش و مردم آزاديخواه تبديل کرده‌اند.

زنان ايران، اولين هشت مارس، روز جهاني زن را در سال 1357 ، به همت زنان آزاديخواه و سوسياليست و با تظاهراتي گسترده در تهران و با طرح مطالبات آزاديخواهانه و رفاهيات عمومي، با شکوه چشمگيري برگزار کردند. از آن هنگام تا کنون جمهوري اسلامي ايران همواره از طريق فشار و سرکوب، مطالبات بر حق زنان ايران را پاسخ گفته است.

اما روند مبارزات زنان ايران تا به امروز نشان ميدهد که عليرغم اعمال سرکوب و اختناق و تبعيض و فشارهاي فراواني که جمهوري اسلامي ايران، به شيوه‌هاي مختلف بر زنان مبارز و آزاديخواه تحميل ميکند، زنان آزاديخواه و سوسياليست در ادامه مبارزه براي تحقق مطالبات بر حق زنان ايران، از پاي ننشسته، استوار و پا بر جا در تلاش هستند و براي لغو محدوديتها و محروميتها و ممنوعيتهاي رژيم جرم و جنايت اسلامي ميجنگند.

زنان مبارز و آزاديخواه!

ستم و تبعيض درمورد زنان تاريخي بس طولاني دارد. مذهب همواره توجيه‌گر اين نابرابري بوده و هست. زنان در ايران و کردستان نيز مثل ساير ممالک خاورميانه، بخاطر زن بودن از حقوق انساني و از آزادي محروم هستند. جمهوري اسلامي ايران موقعيت فرو دستي را به زنان ايران تحميل نموده و زندگي کارگران و زحمتکشان و ملتهاي تحت ستم ايران را به تباهي کشانده است. اولين گام در راه رهايي زنان ايران، لغو کليه قوانين زن ستيزي است که رژيم اسلامي ايران از همان آغاز قدرت گيريش به آنان تحميل نموده است. آزادي زنان معياري اساسي براي سنجش وجود آزاديهاي دموکراتيک دريک جامعه‌ است. براي بدست آوردن چنين موقعيتي؛ يعني لغو قوانين زن ستيز و کسب آزادي زنان و رهايي از ستم و سرکوب، راهي جز سرنگوني جمهوري اسلامي ايران و بر چيدن تمام نهادها و ارگانهاي سرکوبگر اين رژيم، و تلاش بي وقفه براي برقراري حکومتي دموکراتيک و سکولار، وجود ندارد. زنان آزاديخواه و باورمند به برابري زنان با مردان در امور سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در خط مقدم مبارزه براي رسيدن به چنين اهدافي قرار دارند. در روز هشت مارس، همراه با بشريت آزاديخواه و برابري طلب، خواست آزادي و برابري زنان با مردان را به جهانيان اعلام داريم.

گرامي باد ‌هشت مارس روز جهاني زن

زنده باد آزادي

زنده باد سوسياليسم

 

هيأت هماهنگي روند سوسياليستي کومه‌له

06.03.2016