جنبش جهانی توقف خشونت علیه‌ زنان را گسترش دهیم

 هشتم مارس روز جهانی زن را گرامی می داریم. در حالی به استقبال روز جهانی زن می رویم که در سرتاسر جهان خشونت علیه‌ زنان در ابعادی گسترده‌ و در اشکال گوناگون جریان دارد.

بار سنگین بحران های اقتصادی در امریکا و حوزه‌ یورو بر دوش زنان کارگر و زحمتکش که عمدتا مهاجرین را شامل می شود، قرار دارد. خشکسالی در افریقا و جنگ های وحشیانه نخست زنان را نشانه می گیرد. در سوریه برای درهم شکستن مقاومت مردمی، زنان را در شکنجه‌گاه‌ها بی رحمانه مورد تعرض قرار می دهند، در هندوستان در مکان عمومی و نه چندان پنهان، گروهی به زن تجاوز می شود، در افریقای جنوبی نامدارترین ورزشکار در نیمه‌های شب به قتل دوست زنش دست می زند، در افریقای جنوبی که از آپارتاید “خلاصی” یافته‌، غیرقابل تصور است، در افغانستان زنان در دادگاه‌های صحرایی تالبان محاکمه و تیرباران می شوند. دربخش عمده‌ای از جهان، تداوم خشونت خانگی، همسر آزاری، ناقص سازی جنسی، داد و ستد زنان، دخترکشی، قتل های ناموسی، تجاوز به زندانیان زن در شکنجه‌گاه‌ها، خشونت روانی و کلامی، موارد متعدد تجاوز گروهی به زنان در طول سال، ناامن شدن حتی مکان ها و اتوبوس های عمومی برای زنان، سرتاسر کره‌ خاکی را برای زنان هراسناک کرده‌ است.

در مقابل اما، پیکار گسترده‌ جهانی علیه‌ نابرابری و ستم بر زنان جریایان دارد و به جرات می توان گفت ستون فقرات و پایه‌های اصلی همه‌ی جنبش های عدالت خواهی و آزادی خواهی را حضور زنان و جنبش رو به گسترش آنان تشکیل می دهد.

در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی، زن ستیزی و فرودستی و ستم بر زنان سیما، هویت و کارنامه‌ی رژیم را به تصویر می کشاند و در ابعاد جهانی کماکان معرف اصلی جمهوری اسلامی است. قوانین بردگی آور در این رژیم میلیون ها زن را به زنجیر بسته‌ است. تحت حاکمیت جمهوری اسلامی تجاوز به زنان زندانی. خشونت بر زنان، همسر آزاری، داد و ستد زنان، کاهش مداوم سن تن فروشی، گسترش زنان خیابانی، خشونت های روانی و جسمی و فیزیکی و کلامی و اشکال پنهان و آشکار خشونت و تعرض بر زنان کماکان ادامه‌ دارد. جمهوری اسلامی بالاترین زنان زندانی سیاسی و روانه کردن بیشترین تعداد روزنامه‌نگاران زن را به زندان ها در کارنامه ننگین خود دارد. تحت حاکمیت رژیم اسلامی، سنت ها و باورهای ارتجاعی، کهن و پوسیده‌ به حیات خود ادامه‌ می دهند و این رژیم بستر مناسبی برای حفظ و مانگاری آنان است.

اثرات تحریم اقتصادی، تورم و گرانی فزاینده‌ و بیکاری گسترده‌ نخست زنان کارگر و زحمتکش را نشانه رفته‌ است. فقر روزافزون به خودسوزی زنان، به از میان بردن جگرگوشه‌هایشان توسط مادران، به مصائب اجتماعی ویرانگر هم چون تن فروشی و اعتیاد زنان و افزایش زنان زندانی و آواره‌ خیابان ها وسیعا افزوده‌ است.

ایران اسلامی برای زنان زندان بزرگی است که میله‌هایش با ارتجاعی ترین و پوسیده‌ترین قوانین بردگی آور محکم گردیده‌ است.

اما در اعماق ظلمتکده‌ و زندانی که جمهوری اسلامی با حاکمیت و قوانین خود به زنان و به جامعه‌ تحمیل کرده‌ است، مبارزه‌ و پیکار زنان و مردان برابری طلب با صلابت و استواری جریان دارد. نبردی بی امان، نابرابر و سخت که با بنا نهادن نخستین سنگ های حاکمیت این رژیم آغاز و کماکان ادامه دارد. جنبش اجتماعی زنان با جان سختی و آبدیده‌تر از هر زمانی، با فعالین و رهبران جسور و شناخته‌ شده‌ نام و آوازه‌ جهانی برای خود کسب کرده‌ است. در تعرضای مکرر و روزانه دستگاه‌های سرکوب زنان و به ویژه زنان فعال، سیاسی، روزنامه‌نگار و وکلا جز نخستین اهداف سرکوب قرار دارند. در یک سال گذشته‌ مقاومت و رزم زنان در زندان ها و دانشگاه‌ها و در اعتصابات کارگری و در رسانه‌ها، هم تحسین همگان را برانگیخته‌ است و هم سرایط دشوار کار، زندگی و مبارزه‌ زنان را برجسته‌تر نشان داده‌ است.

جنبش اجتماعی زنان در ایران، عمیقا برابری طلب، آزادیخواه و مترقی که با خود در جنبش های اجتماعی دیگر در ایران چنین خصلت ها و باورهایی را تقویت کرده‌ است. در پیشاپیش جنبش زنان، زنان سوسیالیست و فعالین سیاسی چپ قرار دارند. قوام گرفتن جنبش اجتماعی زنان در ایران چنان است که تلاش های گسترده‌ با امکانات مالی و رسانه‌ای چشمگیر‌ برای آشتی دادن فمنیسم به اصطلاح اسلامی با جنبش برابری طلب زنان را ناکام گذاشته‌ است. رژیمی که با زن ستیزی و سرکوب نخستین هشت مارس و اسیدپاشی حاکمیت را بدست گرفت، مدافعان “فمنیسم اسلامی” باید روی نداشتن حافظه‌ تاریخی مردم سرمایه‌گذاری کرده‌ باشند که بخواهند به درون جنبش زنان برابری طلب بخزند.

در کردستان همانند دیگر نقاط تحت حاکمیت رژیم، ستم برزنان و تداوم باورها و سنت های ارتجاعی و کهن، زنان را به‌ موقعیت دشوارتری سوق می دهد. فقر، بیکاری، محرومیت و سرکوب ده‌ها ساله‌ جمهوری اسلامی همه در تداوم ستم کشی بر زنان نقش و کارایی دارند.

جنبش اجتماعی زنان کردستان با وجود تعرضات مداوم رژیم اسلامی، با وجود پادگانی تر کردن فضای کردستان، با وجود به جوغه‌های اعدام سپردن زنان در نخستین یورش های رژیم، و در دل جنبش آزادیخواهی ملی راه خود را باز کرده‌ و اینک بیش از هرزمان به عنوان یکی از جنبش های اجتماعی برابری طلب در کردستان شناخته‌ شده‌ است و زنان فعال و چهره‌های این جنبش را مطرح ساخته‌ است. جنبش اجتماعی زنان به مبارزات ملی و آزادیخواهی کردستان جلوه‌های امروزی تر و مدرن تر و انسانی تر می بخشد، بر فضای عمومی آن تاثیر می گذارد و در درون احزاب سیاسی و موقعیت زنان نیروی پیشرو و پویایی است.

تحت سلطه رژیم در کردستان که قانون پادگان های نظامی برآن حاکم است، زنان در عرصه‌های متنوع، روزنامه‌نگاری، انجمن های ادبی و فرهنگی، ان جی اوها، سینما، ادبیات، موسیقی و نویسندگی حضور برجسته‌ای دارند. در جنبش های اجتماعی کارگری، جنبش دانشجویی و تحصن ها و اعتصابات و هر حرکت اجتماعی در کردستان و در همه‌ سطوح آن فعالانه حضور دارند. برگزاری سمینارهای سالانه زنان کردستان با حضور فعالین زن با گرایشات سیاسی گوناگون ضرورت همکاری و اتحاد عمل زنان کرد را به مرحله عمل کشانده‌ است.

بر قله مبارزات سخت و دشوار زنان کردستان در طول حاکمیت رژیم اسلامی، در زندان ها، در میادین اعدام، در کار مخفی، در صفوف پیشمرگان کومه‌له‌، زنان چپ و سوسیالیست و زنان کومه‌له‌ای قهرمانانه ایستاده‌اند. این تاریخ گرانبها به کارنامه‌ کومه‌له، به سیمای جنبش چپ و سوسیالیستی و به جنبش آزادیخواهی ملی کردستان اعتبار، ارزش و قوام بخشیده‌ است.

هشت مارس روز جهانی زن را گرامی می داریم. این روز را به تمام زنان کارگر و زحمتکش، به زنان آزاده‌ و برابری طلب، به زنان زندانی، به زنان جهان و ایران و کردستان تبریک می گویم. بار دیگر تاکید می کنیم که کومه‌له‌ همانند تاریخ پرافتخارش در ده‌ها سال گذشته‌ مدافع قاطع رهایی زنان و پیکارگر صفوف نخست آن خواهد بود.

در گرامیداشت هشت مارس روز جهانی زن، نام و یاد و خاطره‌ تمام زنان جانباخته‌ راه آزادی و برابری و سوسیالیسم را گرامی می داریم. به آنان درود می فرستیم و به عهد و پیمان خود برای به ثمر رساندن اهداف و راه آنان پایی خواهیم فشرد.

کومه‌له زحمتکشان کردستان

17 اسفند 1391 برابر با 7 مارس 2011