روز اول ماه مە روز اتحاد جهانی طبقە کارگر را به همەی کارگران جهان، ایران و کردستان تبریک می گوئیم و به همەی پیکارگران ضد سرمایەداری، به رهبران و فعالین طبقە کارگر و به همەی کارگران زن و مرد که پیکار می کنند و برای رسیدن به دنیای برابر و آزاد و عدالت اجتماعی و سوسیالیسم ادامە در تلاشند، درود می فرستیم.

روز اول ماه مە روز جهانی کارگر بیش از صد سال است به سمبل همبستگی جهانی طبقە کارگر در سراسر کرە خاکی تبدیل شدە است، در دنیای کنونی که حرص و ولع بی پایان سرمایەداری میلیاردها تن از ساکنان جهان را به فقر و سیەروزی شدید گرفتار کردە است، در عین حال به سمبل اعتراض جهانی کارگران تبدیل شدە است.

یک دهە و نیم اول قرن بیست و یکم، جامعە جهانی چشم انداز امید بخشی را نوید نمی دهد. در حالیکه فن آوری و تکنولوژی و انفورماتیک و علوم در همەی بخشها خیرەکنندە پیش می تازد و دگرگونی های چشمگیری که حتی بشریت خالق آن را به حیرت انداختە است، نشانی از کاستن از نابرابری و استثمار و بردگی و فقر و بی عدالتی با خود ندارد. به نظر می رسد این پیشرفت ها بیش از هر زمان دیگری به خدمت تحکیم پایەهای نظام ناعادلانە سرمایەداری و استثمار طبقەای به دست طبقە دیگر درآمدە است. جهان هستی بسیار پیش از هر زمانی به دو قطب و دو اردوی کار و رنج و چپاولگران آن تقسیم شدە است. چپاولگران رنج و هستی انسان دیگر هیچ تلاشی برای پنهان داشتن این نابرابری بی سابقە نمی کنند، ارگان هایشان با آمار و ارقام نشان می دهند که ثروت تنها هشت درصد از آنان “ثروت” نیمی از جمعیت جهان است. ارگان و موسسات نیرومند سرمایەداری همچون صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به مانند اختاپوسی عظیم الجثە جهان و همەی رژیم های متضاد را محسور و فرمانبر خود ساختە است. و ارگان های جهانی سابق که مهر و نشان دورەای از تناسب قوا را همانند سازمان ملل با خود داشت بی نقش یا بازیچە خود کردە است. بیش از دورە مانیفست بورژوازی همە را به خادم و مطیع و جیرەخوار و توجیەگر خود بدل کردە است.

بحران عمیق اقتصادی ٢٠٠٨ جای خود را به جنگ ویرانگر خاورمیانە تحت نام مقابلە با تروریسم دادە است. در پس فردای بهار عربی که خیزش دیرهنگام استثمارشوندگان خاورمیانە و شمال افریقا بود، بە بربریت کنونی سوق دادە شد تا وضع موجود و حداقل زندگی و بازگشت به سابق آرزویشان باشد و هیچ بهاری را در سر نپرورانند. همزمانی رشد و به میدان آمدن مجدد دست راستی ترین احزاب در اروپا نشان از کشمکش و بحران های فزایندە سرمایەداری دارد و وضع موجود را برای همگان به بهشت تبدیل کردە است تا آیندە تاریکی کە در پس رویدادهای جهانی و منطقەای همچون تهدیدی بر جهانیان سنگینی می کند. حملە به معیشت کارگران، بازپس گیری همەی دستاوردهای یک زندگی حتی حداقل در کشورهای پێشرفتەتر به بخشی از سیاست های اعلام نشدە همەی قدرت های سرمایەداری تبدیل شدە است.

در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی هیچگاە چون این دوران فاصلە فقر و ثروت و نابرابرهای عظیم طبقاتی و اقتصادی و اجتماعی زندگی و سرنوشت میلیون ها انسان را به تباهی و سیاهی نکشاندە است. لازمە هیچ آماری نیست تا اثبات شود که این رژیم چە ظلمتکدەای بر مردم تحمیل کردە است، تنها کافی است به “مناظرە” کاندیداهای ریاست جمهوری اسلامی نظری بیافکنید که مشتی زالو و مشتی انگل چگونە به همەی ثروت و سامان این جامعە چنگ انداختەاند و جامعەای هشتاد میلیونی را به خاک سیاە نشاندەاند. رژیم اسلامی رژیم طبقە دارا، رانت خواران حکومتی و نظامیانی است که از شکنجەگاەها و دادگاەهای انقلاب و میادین تیرباران و اعدام به صدر رسیدەاند و کمال و تمام به جیرەخواران رژیمی سرمایەداری، سرکوبگر و چپاولگر تبدیل شدەاند. بیکاری، فقر مفرط، زنان و کودکان خیابانی، تن فروشی گستردە، کلیە فروشی و نوزاد فروشی را به تنها راە “تامین” زندگی شان تبدیل کردە است.

کارگران و زحمتکشان و پیشاپیش آنان فعالین کارگری طی این سال ها برای بدست آوردن بخشی از حقوق شان در پیکار و مبارزە دائمی با ارگان های رژیم و نیروهای سرکوبگر آن بودەاند. بسیاری از فعالین کارگری به حبس های طولانی تن دادند تا مبارزە و تلاش و پیکار برای عقب راندن حرص و ولع مفت خوران رژیم ادامە یابد. جنبش های اجتماعی در ایران با وجود کشتارهای بزرگ از احزاب و سازمان های چپ و سوسیالیستی در چند دهەی گذشتە به حضور خود تداوم بخشیدەاند. جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش حمایت از کودکان کار و کودکان خیابانی و جنبش های مطالباتی پراکندە در این سال ها مانع از پیشبردن همەی مطامع سرمایەداران و رانت خواران و رژیم اسلامی شدەاند. در یک سال گذشتە نام فعالین و رهبران کارگری زندانی در صدر اخبار رسانەها قرار داشتە که خود نشان از مبارزە دائمی کارگران دارد.

در کردستان حاکمیت جمهوری در چند دهە گذشتە با جنگ و لشکرکشی و میلیتاریزم آغاز شدە و کماکان ادامە دارد. اما جمهوری اسلامی و حاکمیتش در کردستان فقط با لشکرکشی و جنگ تعریف نمی شود، این رژیم جنگ اقتصادی مداومی را علیە کردستان پیش می برد که زندگی کارگران و زحمتکشان و اکثریت مردم را هموارە مورد تعرض قرار دادە است. عقب نگەداشتن اقتصادی کردستان، ممانعت از سرمایەگذاری کلان اقتصادی، به غارت بردن منابع زیرزمینی و معادن کردستان و صرف کم ترین بودجە برای کردستان که موجب پایین کشاندن زندگی کارگران و زحمتکشان می گردد، اساس سیاست جمهوری اسلامی را در کردستان تشکیل می دهد که باید از آن به عنوان جنگی خاموش نام برد، تعرض حاکمیت جمهوری اسلامی بر معیشت مردم در کردستان به ویژە در سال های اخیر با یورش به کولبران و بازارهای مرزی که مردم زحمتکش با مشقات فراوانی کم ترین نان را به سفرە بی رونق خانوادەهایشان می برند، افزایش یافتە است. کشتار کولبران با وقاحت ادامە دارد.

در کردستان با وجود حاکمیت این رژیم و با وجود نقشە و سیاست های مدوام برای به غارت بردن ثروت و منابع طبیعی و ممانعت از هر جز از رونق اقتصادی، شاهد آنیم که جنبش کارگری و فعالین و رهبران کارگری در شرایط بسیار وخیم معیشتی به مبارزە و مقاومت سرسختانەای ادامە می دهند. جنبش های اجتماعی در کردستان همچون جنبش زنان و دانشجویان و جنبش سیاسی و مدنی بیش از گذشتە با هم هماهنگ شدەاند و در بسیاری از حرکت های بزرگ و کوچک اجتماعی مشارکت داشتە و هماهنگ بودەاند.

زندە باد اول ماە مە روز همبستگی جهانی کارگران
زندە باد آزادی زندە باد سوسیالیسم

کمیتە مرکزی کومەلە زحمتکشان کردستان

نهم اردیبهشت ١٣٩٦ برابر با ٢٩ آوریل ٢٠١٧